
چشمي که دائم عيبهاي ديگران را ببيند، آن عيب را به ذهن منتقل ميکند.و ذهنی که دائما با عيبهای ديگران درگير است، آرامش ندارد، درونش متلاطم و آشفته است.در عوض چشمی که ياد گرفته است هميشه زيباييها را ببيند، اول از همه خودش آرامش پيدا مي کند. چون چشم زيبابين عيبهای ديگران را نمی بيند و دنياي درونش دنيای قشنگیهاست... گرت عیبجویی بود در سرشتنبینی ز طاووس جز پای زشت...
ادامه مطلب
هر دمی هر لحظهای تصمیم کاری داشتیماز برای عهد خود، قول و قراری داشتیمرشته پیمان ولیکن پنبه شدما ز یاران چشم یاری داشتیم...
ادامه مطلب