
پنجره را که باز کنیهمه چیز نارنجی است!و دَمی بعددوباره شروع می شودباران های تندچتر های بازدلشوره های خیس خورده پشت چراغ های قرمزفال های نم کشیدهانارهای سرخنارنگی های سبزدوباره شروع می شودروزهای نصفه نیمهشب های بی پایانعطر قهوه های تلخ کنج کافه هانیمکت های خط خطیایستگاه های شلوغترافیک های صبورشروع دوباره ی زندگی...پر از بوی برگ، بوی خاک،بوی عشق......
ادامه مطلب